یکی از جملههایی که زیاد میشنوم اینه:
«یه سایت خیلی مدرن و شیک میخوام.»
خب… مدرن و شیک دقیقاً یعنی چی؟
برای یک کلینیک پزشکی؟
برای یک فروشگاه لباس؟
برای یک شرکت صنعتی؟
برای یک برند شخصی؟
احتمالاً جواب هرکدوم متفاوته.
مشکل از جایی شروع میشه که طراحی سایت رو از ظاهر شروع میکنیم، نه از آدمی که قراره از سایت استفاده کنه.
سایت رو برای خودت طراحی نکن
این شاید یکی از سختترین قسمتهای طراحی باشه.
چون طبیعیه که صاحب کسبوکار دوست داشته باشه سایت دقیقاً مطابق سلیقه خودش باشه.
ولی یک سوال مهمتر وجود داره:
مشتری چی میخواد؟
مثلاً ممکنه صاحب یک فروشگاه عاشق طراحی مینیمال باشه.
ولی مشتریهاش دنبال این باشن:
- قیمت
- تخفیف
- مشخصات
- مقایسه
- نظرات کاربران
- ارسال سریع
پس اگر فقط بر اساس سلیقه صاحب برند طراحی کنیم، ممکنه سایتی بسازیم که صاحبش عاشقش باشه…
ولی مشتریها ازش استفاده نکنن.
قبل از طراحی چند سوال ساده بپرس
قبل از اینکه حتی یک دکمه در Figma بکشی، اینها رو مشخص کن:
مشتری من کیه؟
سن؟
نوع خرید؟
نیاز؟
سطح آشنایی با محصول؟
چرا باید از این برند خرید کنه؟
قیمت پایینتر؟
کیفیت؟
سرعت؟
اعتماد؟
تخصص؟
بزرگترین ترسش چیه؟
این سوال خیلی مهمه.
مثلاً در یک فروشگاه اینترنتی:
«نکنه پولمو بدم و محصول نفرستن؟»
در یک شرکت خدماتی:
«نکنه پول بدم و کار خوبی تحویل نگیرم؟»
در یک کلینیک:
«نکنه نتیجهای که میخوام نگیرم؟»
طراحی خوب باید تا جای ممکن به این نگرانیها جواب بده.
UX یعنی همین چیزهای ساده
UX برای من فقط این نیست که:
«دکمه کجای صفحه باشه؟»
گاهی UX یعنی یک جمله ساده که خیال مشتری رو راحت میکنه.
مثلاً:
ارسال سفارش در همان روز
یا:
مشاوره اولیه رایگان
یا:
ضمانت بازگشت وجه
اینها فقط متن نیستند.
اینها بخشی از تجربه کاربرند.
یک سایت خوب باید مثل فروشنده خوب باشه
فروشنده خوب قرار نیست دائم داد بزنه:
بخر! بخر! بخر!
اول نیازت رو میفهمه.
بعد محصول مناسب رو پیشنهاد میده.
اعتراضت رو جواب میده.
اعتماد ایجاد میکنه.
و در نهایت خرید رو برات ساده میکنه.
یک سایت خوب هم باید دقیقاً همین کار رو انجام بده.

